![]() |
![]() |
|
| با من بمان ای که بی تو صدای خسته در بادم |
|
یعنی روزی میرسه که تو رو به جا نیارم
از کنارم رد بشیو من صدای گام هاتو فراموش کرده باشم و.... بوی عطرتو نشناسم....... |
|
I'm not a perfect person There's many things I wish I didn't do But I continue learning I never meant to do those things to you And so I have to say before I go That I just want you to know I've found a reason for me To change who I used to be A reason to start over new And the reason is you I'm sorry that I hurt you It's something I must live with everyday And all the pain I put you through I wish that I could take it all away And be the one who catches all your tears That's why I need you to hear I've found a reason for me To change who I used to be A reason to start over new And the reason is You And the reason is You And the reason is You And the reason is You I'm not a perfect person I never meant to do those things to you And so I have to say before I go That I just want you to know I've found a reason for me To change who I used to be A reason to start over new And the reason is you I've found a reason to show A side of me you didn't know A reason for all that I do And the reason is yo
|
|
یه جایی صدایی از اعماق قلبم صدا می زنه، ممکنه همیشه خواب ببینم رویاهایی
که قلبم رو می بره،با اشک واندوه و غم بسیار، می دونم اونطرف یه جایی من پیدات می کنم هروقت که به زمین می خوریم به آسمون آبی بالای سرمون نگاه می کنیم و با رنگ آبی اون بلند می شیم اما اولین بار جاده ی طولانی،تنهایی، انتهای دوردست و ناپدید شدن ،می تونم با این دو دستم روشنایی رو در آغوش بگیرم. وقتی که خداحافظی کنم قلبم از حرکت می ایسته، دراحساس لطیف، تن ساکت و خالی من به چیزی که حقیقت داره گوش فرامیده، تعجب از زندگی،تعجب از مردن،اون وقت با باد و شهر و گلها با هم می رقصیم . جایی یه صدایی از اعماق قلبم بهم میگه خواب هاتو ببین نذار جدا بشن، ما از غم شما یا اندوه دردناک زندگی صحبت می کنیم،گاهی هم به جای صحبت، آوازی برای شما سر می دهیم. زمزمه ی صدا...........!! ما هرگز نمی خواهیم فراموش کنیم در هر خاطره ی گذرایی همیشه راهنمایی برای شما وجود دارد وقتی یه آینه شکسته میشه،تیکه های متلاشی شده روی زمین پخش میشه، اونوقت نگاه هایی از زندگی جدید دورتادور ما منعکس میشه ،پنجره ی آغاز،آرام ،بی حرکت ،نور جدیدی از سپیده دم . بذار تن خالی و ساکت من پربشه و احیا بشه،نه نیازی به جستجوی بیرون هست نه از دریا با قایق گذشتن ، بذار درون من بدرخشه ،درسته اینجا درون منه، من یه روشنایی یافتم که همیشه همراه منه ،یه روشنایی که همیشه با منه...!! |
|
از شکوفه ها با من سخن نگویید که خود بهاری بوده ام از او برای من باز نگویید که خود داستانی بوده ام دل خزان زده ام را به بازی رنگها نگیرید که خود نقاش زندگی بوده ام از من تنها، من خسته را باز مجویید.... از ساز نگاه من برای دل تنهایم آهنگ نزنید که خود نت زندگی بوده ام و حالیا تنهای تنها در مسیر خزان زده ای ره می سپارم و هیچ نمی دانم که راه بهاری ام را کدام پاییز به غارت برد...... |
|
عشق دیدار است و پرواز عشق آن چشمان سیاهی است که می نگرد به توعشق چرت زدن در ایوان رویا هاست عشق سوختن است و لذت بردن از بوی خاکستر عشق نت موسیقی خوبیهاست عشق تمنای دل است از چشم عشق همان جوانکی است که باید باشد تا زندگی باقی بماند عشق زیبا ستاره ای است در دل زنی حتی با موهای سپید عشق معنای خوب شرم است در دیدار با یار عشق فریاد بی صدایی است که تنها یار می شنود عشق ابر سپید پاکی است با قطره های زلال باران عشق یعنی بودن و به احترام لحظه ها زیستن |
|
زندگی در مسیر خاکی خود به پیش می رود، بی اعتنا به هرچیز هست ما از خاک هست و نیست ما نیز از خاک گل گلدان ما از خاک هست و بوته های خار نیز هم جسم و روح در هم می آمیزد و آدمییت می سازد به ناگاه در کدام موعد نمی دانم جسم و روح الک می شوند روح به سوی آسمان ها پر می کشد جسم پیچیده در کفن سفید،زیر تل خاک سیاه مدفون می شود این کجا و آن کجا همچون گل باغچه و خار آن گل در میان دست های معشوق می ماند لیک خار در هیاهوی شعله های آتش می سوزد این کجا و آن کجا |
|
زندگی یعنی زیر باران عشق با چتر شکسته رفتن زندگی یعنی خندیدن ،گاهی گریست و اخم کردن زندگی یعنی خالی بودن از کینه زندگی یعنی طپش قلبها،قلب هایی که به وسعت دریاها هستند زندگی باورکردن یکدیگر است زندگی یعنی بی رنگ،پابرهنه درخلوت کوچه باغ رفتن است زندگی افتادن است،آخ گفتن وبرخاستن است زندگی درپیچ راه گم شدن ودوباره پیداشدن است زندگی تجلی دیدار است با خدا سر سجاده ی نماز زندگی گشودن روزه است با آب خدا زندگی زندگی است،اگربخواهیم زندگی کنیم. |
|
|
|
|
- ۴تا چیز هست که حاکم باید از قلمرو خودش دور کنه :خشم ِ مال اندوزی ِدروغ و خشونت.(البته به نظر من آدمای دو رو که چه عرض کنم چند رو و هوس باز هم نمیتونن حاکم بشن!!)
۲- فقط ذهن ماست که به قوانین ساخته و پرداخته ما گردن می نهدُ اما روح ما هرگز. ۳- شما از وضع قوانین خشنود میشید اما از قانون شکنی خشنودترید مانند کودکانی که در ساحل اقیانوس با جدو جهد برج های ماسه ای می سازند و سپس با خنده اونو ویران می کنند.(وااااااااااای چه کیفی می ده مگه نه!!!؟) ۴- دزدیدن گل را پستی می نامیم ولی دزدیدن گلستان را سلحشوری.(من که آره شما رو نمی دونم؟؟) ۵-کسی که تن کسی را می کشد باید بمیرد ولی کسی که روح ها را می کشد آزاد است!!!(خوب چیکار میشه کرد؟) ۶-کسی که شما را به خاطر گناه ناکرده می بخشد ِدر واقع خودش را برای جنایتی که مرتکب شده بخشیده است. ۷- عجیب است.اشتیاق ما به بعضی از لذت ها.بخشی از رنج ماست.(مثلا"؟؟) ۸- آنگاه که خرد با تو سخن می گوید.به آنچه می گوید گوش بسپارتا نجات یابی.از گفته های او بیشترین بهره را برگیر تا به فرزانگی مسلح شوی زیرا خداوند. نه راهنمایی بهتر از خرد داده و نه سلاحی کاری تر از آن .اگر خرد با خویشتن خویش تو سخن گوید. برهانی در برابر شهوت خواهی بود زیرا خرد نماینده ای دوراندیش. راهنمایی امین و مشاوری سنجیده است.خرد نوری است در تاریکی. همان گونه که خشم ظلمتی است در دل روشنایی. عاقل باش و بگذار خرد راهنمایت باشد نه هوس.(دمت گرم این یکی خیلی باحال بوود ولی گاهی بعضی ها اسم هوس رو میذارن دل!!) ۹- زندگی چیزی است که به واسطه روح به چشم می آید و تجربه می شود . در حالیکه ما جهان پیرامونمان را به واسطه فهم و عقل خویش می شناسیم.چنین دانشی.شادمانی بسیار یا اندوه بسیار بدنبال می آورد. ۱۰- من راه خویش را تا هر کجا که سرنوشت و رسالتم اقتضا کند. برای حقیقت. خواهم پیمود.حقیقت والا که طبیعت را تعالی می بخشد. برای رسیدن از شخصی به شخص دیگر .از مسیر کلام عبور نمی کند .حقیقت برای رساند خویش به روح های نازنین. سکوت را بر می گزیند. ۱۱- نگویید من حقیقت را یافته ام بلکه بگویید من حقیقتی را یافته ام.(اگه گفتی چه فرقی دارن؟؟؟؟) |
|
سلام برمادر! مادري كه مانندكوه پرصلابت است دربرابر طوفان زندگي، وقتي فكرمي كنم ذره ذره ي وجودم از توست دلم مي لرزد چطورمي توانم پاسخ آن همه رنجهاي تورا جبران كنم، درشادي هايم خنديدي و در غصه هايم گريستي شبها كنارتختخوابم باقصه هاي شيرينت كه آكنده ازنصيحت بودوراه را ازچاه نشانم دادي ،وقتي كه سپيده مي زد صداي دلنواز دعايت كه براي موفقيت من بود دلم را آرامش مي دادو باعث مي شد كه بيشتر خدارا بشناسم. مادر،اي فرشته ي مهرباني ها تو آنقدر عزيز هستي كه خداوند بهشت جاويدش رازيرپاي تو و آغوش تورا آشيانه لطف فرزندان قرار داده است. حال براي قدرداني از زحماتت چه هديه كنم اي جام جهان من كه خودبهترين هديه اي ،مي دانم توباچيدن گل موافقت نمي كني يك نقاشي مي كشم ،حياط خانه ي خودمان را بايك حوض وپر از گلهاي رنگارنگ كه تو درميان آنها نشسته اي وبعدخودم را مي كشم كه باافتخاربردستان پينه بسته ات بوسه مي زنم و مي گويم سوگندبه نامت وكلامت،سوگندبه سفيدي موهايت ودستهاي پينه بسته ات ،مادر،مادر خوبم ! هرگز فراموشت نخواهم كرد وهركجاكه باشم به سلامتيت دعا خواهم كرد. مادر اي معناي سبز زندگي باتو آري ميتوان پرواز كرد ميتوان باواژه هايت تابهارسرخي عشق راآغاز كرد مادراي زيباترين آهنگ عشق تاغروب دشت ها بامابخوان مي رود صدكاروان باما بيا اي بهار خوب بامن بمان
مادر اي بهارمهربانيها چشم هايت نوبهار من است نگاه تو ستاره ي آسمان من است آغوش تو آشيانه ي لطف خداي من است كوتاه ترين راه ازقلب تو تا قلب من است ...!
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من می خواهم چون گل سرخ عاشق باشم
عاشق زندگی زندگی را هرگز برای دنیای خاکی نخواهم همچون گل عاشق باشم و سینه چاک زندگی را برای شکوفا شدن دل برای رشد نمودن ذهن برای قد برافراشتن فکر برای سبز کردن رویاها برای عاشق بودن به خدا و خوب زیستن در راه خدا بخواهم |
| نوشته های پیشین |
|
90/05/01 - 90/05/31 89/06/01 - 89/06/31 88/04/01 - 88/04/31 |
| پیوندها |
|
شهرفرنگ ازهمه رنگ |
|
RSS
|